دانلود با لینک مستقیم فایل(بررسی راهکارهای عملی افزایش بهره وری نیروی انسانی در سازمان امور مالیاتی)

از آغاز انقلاب صنعتی نیروی انسانی همراه با سرمایه،ماشین آلات و مواد مانند یک عامل تولید در نظر گرفته می شود ،بنابرین در این دوره از عمر سازمانها نیروی کار به عنوان یک کالا ی اقتصادی به حساب می آید از آنجا كه افزايش بهره وري يكي از اساسي ترين راههاي دبررسی راهکارهای عملی افزایش بهره وری نیروی انسانی در سازمان امور مالیاتی||زِد تی30006091|ztk50402910|بررسی راهکارهای عملی ,افزایش بهره وری نیروی انسانی , سازمان امور مالیاتی
بررسی راهکارهای عملی افزایش بهره وری نیروی انسانی در سازمان امور مالیاتی

از آغاز انقلاب صنعتی نیروی انسانی همراه با سرمایه،ماشین آلات و مواد مانند یک عامل تولید در نظر گرفته می شود ،بنابرین در این دوره از عمر سازمانها نیروی کار به عنوان یک کالا ی اقتصادی به حساب می آید از آنجا كه افزايش بهره وري يكي از اساسي ترين راههاي دستيابي به توليد بيشتر و به دنبال آن تامين رفاه و بهزيستي افراد در جامعه است ،شناخت عوامل موثر برافزايش بهره وري از آرمانهاي اصلي محققان وپزوهشگران اين زمينه بوده وهست .ولي تمام مولفان اين رشته تقريبا اتفاق نظر دارند كه براي افزايش سطح بهره وري تنها يك علت خاصي را نمي توان ارائه نمود بلكه عنوان مي كنند كه ارتقاي بهره وري را بايد معلول تركيبي از عوامل گوناگون دانست.



در اين راستا محققان علم مديريت توجه خود را به بهبود روش ها ي توليد وسپس طراحي ساختارهاي مطلوب ،سازماندهي وطراحي مجدد مشاغل واصطلاحات ديگري معطوف نمودند ولي متوجه شدند كه هيچ كدام از اين منابع اهميت و ارزش نيروي انساني را ندارد .



با توجه به اهميت منابع انساني براي تحقق اهداف سازمان ، توجه به بهره وری كاركنان كه جزء سرمايه هاي اصلي هر سازمان محسوب مي گردندحائز اهمیت می باشد در این مقاله نقش آموزش وانگیزش کارکنان در بهره وری مورد بررسی قرار گرفته ودرنهایت در خصوص راهکارهای عملی افزایش بهره وری نیروی انسانی سازمان امور مالیاتی پیشنهاداتی ارائه می گردد.



مفهوم بهره وری :



احتمالاً اولین باری که لغت «بهره وری» به صورت رسمی ذکر شد در یک مقاله توسط اقای کوئینزی[1] در سال 1766 بود و سپس توسط لیتره[2] در سال 1883 این واژه به مفهوم «نیرو یا تمایل به تولید» بیان گردیده است. همچنین اولین تعریف نسبتاً مشابه با مفهوم امروزی از بهره وری در سال 1911 اوایل قرن بیستم توسط آلبرت آفتالیون[3] به مفهوم «ارتباط بین خروجی و عوامل به کار رفته برای تولید این خروجی» ارائه شده است.



ازدیدگاه سازمان بین المللی کار بهره وری عبارت است از نسبت ستاده ها به یکی از عوامل تولید (زمین، سرمایه، نیروی کار و مدیریت ‍(0 در اين تعريف "مديريت "بطور ويژه يكي از عوامل توليد در نظر گرفته شده است .



آژانس بهره وری اروپا [4] در سال 1958 بهره وری را درجه وشدت استفاده موثر از هر یك از عوامل تولید تعريف كرد،وهمچنين اين سازمان اعلام داشت كه"بهره وري يك نوع طرز تفكرو ديدگاهي است براين پايه كه هر فرد مي تواند كارها ووظايفش را هر روز بهتر از روز پيش انجام دهد.



عوامل موثر بر افزايش بهره وري نيروي انساني



آموزش شغلي مستمر مديران وكاركنان.



ارتقاي انگيزش ميان كاركنان براي كاربيشتر وبهتر.



ايجاد زمينه هاي مناسب بمنظور ابتكار وخلاقيت مديران وكاركنان.



برقراري نظام مناسب پرداخت مبتني بر عملكرد وبر قراري نظام تنبيه وتشويق.



وجدان كاري وانظباط اجتماعي كه عاملي خود كنترولي است.



تحول در سيستم وروشها كه نقش حساس وكليدي دارد.



تقويت حاكميت و تسلط سياستهاي سازمان بر امور.



وجدان كاري وانظباط اجتماعي كه عاملي خود كنترولي است.



نیروی انسانی با وجدان کاری بالا بهره وری را بهبود می بخشد . رفاه وسلامت اجتماعی را فراهم می کند . هرچند وجدان کار شرط لازم ارتقای بهره وری است اما کافی به نظر نمی رسد . زیرا به پیش نیازهای لازم بستگی دارد. به عبارت دیگر مجموعه عواملی وجود دارند که در ارتقائ بهره وری موثر می باشند .گسترش وجدان کار در تک تک آحاد یک جامعه در ارتباط متقابل با انضباط اجتماعی و فرهنگ کار حاکم درآن جامعه است. فرهنگ کار عبارت از آگاهی وباوری است که مردم در تفسیر تجربیات خود ومحیط اطراف خود از کار کردن ونتیجه آن دارند وطبعا این تفسیر رفتار اجتماعی ویا سازمانی خاصی را در جهت میل به کار ،پرکاری ویا کم کاری و بی رغبتی به انجام کار را دیکته می کند.